العلامة المجلسي

850

حياة القلوب ( فارسي )

شدند كه برخيزانند ، حضرت ايشان را مانع شد ، جناح شمشيرى حوالهء آن حضرت كرد ، حضرت شمشير أو را رد كرد وشمشيرى بر دوش أو زد كه أو را به دونيم كرد وبر يال اسبش نشست ومانند شير گرسنه رو بر آن گروه آورد وبه اين مضمون رجزى مىخواند : بگشائيد راه جهدكننده وجهادكننده را ، سوگند ياد كرده‌ام كه نپرستم غير خداى يگانه را . پس آن كافران پراكنده شدند وگفتند : دست از ما بدار اى پسر أبو طالب كه ما را با تو كارى نيست ، حضرت فرمود : اينك علانيه مىروم به جانب مدينه بسوى پسر عمّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هر كه مىخواهد كه خونش بر زمين ريخته شود به نزديك من آيد ، پس أيمن وأبو واقد را حكم فرمود كه : شتران را برخيزانيد وروانه كنيد ؛ وعلانيه با جرأت وصولت روانه شد تا به ضجنان نزول فرمود ويك شب ويك روز در ضجنان توقف فرمود ودر تمام شب با آن زنان طاهره مشغول نماز بودند وخدا را ياد مىكردند ايستاده ونشسته وبر پهلو خوابيده ، وبر اين أحوال بودند تا صبح طالع شد وحضرت با ايشان فريضهء صبح را ادا نمود وبار كرده متوجه منزل ديگر گرديدند ، ودر جميع منازل ومسالك اين طريقهء حسنه را مسلوك داشتند وبر هر حال به عبادت وذكر كريم ذو الجلال اشتغال مىنمودند تا به مدينهء طيبه نزول اجلال فرمودند ، وپيش از ورود ايشان حق تعالى اين آيات را در وصف ايشان فرستاد إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ « 1 » « بدرستى كه در آفريدن آسمانها وزمين وآمدن ورفتن شب وروز يا زياد وكم شدن آنها آيتها وعلامتها هست براي صاحبان عقلها » ، الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ « آنان كه ياد مىكنند خدا را ايستادگان ونشستگان وتكيه كرده بر پهلوها وتفكر مىنمايند در آفرينش آسمانها وزمين ومىگويند : اى پروردگار ما ! نيافريدى اينها را باطل وعبث ، پاك مىدانيم تو را از آنكه كارى عبث وبىفايده بكنى پس نگاه دار ما را از عذاب جهنم » ، رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ

--> ( 1 ) . اين آية در بحار الأنوار ودر مصدر ذكر نشده است .